|
صفحه-2

آريل پاسخ داد : اما پدر من فقط
مي خواستم به او كمك كنم ! آريل
مي خواست كه دوباره شاهزاده را
ببيند به همين خاطر روز بعد نزد
جادوگر بدجنس در يا به نام ارسولا
رفت . ارسولا قول داد كه آريل را
به شكل انسان درآورد و در ازاي آن
به آريل گفت : بايد صدايت را به
من بدهي و اگر شاهزاده مورد
نظرت تا سه روز به تو اظهار علاقه
نكند صداي تو مال من خواهد شد .

آريل با خواسته ارسولا موافقت كرد
و صدايش را به او داد . آريل فورا
پس از قبول شرايط ارسولا پاهايي
شبيه انسان پيدا كرد و ديگر
نتوانست شنا كند . سباستين و
فلاندر به او كمك كردند تا خود را
به ساحل برساند . وقتي شاهزاده
اريك آريل را در ساحل ديد نمي
دانست كه او چه كسي است و چه نام
دارد . بنابراين از او پرسيد تو
نمي تواني صحبت كني ؟! پس بگذار
تا كمكت كنم .

من تو را به قصر خود خواهم برد .
در دومين روز ديدار آريل ،
شاهزاده اريك وي را براي بازديد
از قلمرو پادشاهي خود به گردش برد
. آنها روي درياچه مشغول قايق
سواري در فضايي خيال انگيز بودند
اما قبل از اينكه اريك بتواند به
آريل اظهار علاقه كند مارماهي هاي
بدجنس ارسولا قايق را واژگون
كردند .
|