|
صفحه-2

جلسه شروع شد ، بروس با افتخاری
به دوستانش گفت : دو سه هفته از
آخرین ماهی بیچاره ای که نوش جان
کردم می گذرد .
دری که ذوق زده شده بود به آنها
گفت : فکر نمی کنم هیچ وقت ماهی
خورده باشم.ناگهان مارل ین یک
ماسک غواصی دید که به گوشه ای از
زیر دریایی گیر کرده بود این همان
ماسکی بود که غواصی که نمو را
شکار کرد به چشم زده بود . دری
خواست خواست تا ماسک را به کوسه
ها نشان دهد ولی مارلین این را
نمی خواست . همان طور که مشغول
کرنجار رفتن با ماسک بودند بینی
دری صدمه دید از بینی او مقداری
خون آمد و بروس هوس کرد که برای
شام یک ماهی بخورد دوستان بروس
سعی می کردند جلوی او را بگیرند
تا مارلین و دری را غورت ندهد .
اما بروس التماس کرد : فقط یه گاز
! دعوای وحشتناکی سر گرفت . تا
آنکه ماهی های شجاع ، توانستند با
ماسک فرار کنند و درون یک کشتی
غرق شده قایم شوند تا بروس دست از
سر آنها بر دارد.اما دری باز هم
خرابکاری کرد و ناخواسته ماسک را
داخل یک چاله عمیق و تاریک دریایی
انداخت .

آنها دنبال ماسک شنا کردند . تا
آن را بگیرند . که ناگهان متوجه
ماهی ماهیخواری شدند که منتظر یک
لقمه چرب و نرم بود . او یک آنتن
داشت که تنها نور در آن تاریکی ،
روشنایی همین آنتن بود . ماهی
ماهیخوار خواست تا آنها را بخورد
ولی مارلین با او جنگید در همین
هنگام نور آنتن آدرسی که روی ماسک
غواصی نوشته شده بود را روشن کرد
. خوشبختانه دری به خاطر آورد
زبان آدمها را می داند او آدرس
روی ماسک را خواند . استرالیا ،
سیدنی ، خیابان والابای ، شماره
42 . مارلین و دری موفق شدند
ماهیخوار را به صخره ای که در آن
نزد یکی بود محکم ببندند . آنها
این کار را با ما سک غواص انجام
دادند چون دیگر احتیاجی به آن
نداشتند و سپس با امید تازه ای
برای پیدا کردن نمو به راه
افتادند . در این هنگام نمو که
آخرین شکار دندانپزشک بود در
آکواریم او با بابلز ، پیچ ، ژاک
، بلوت ، دب و رئیس سر سخت آنها
گیل آشنا شد نموی بیچاره خیلی زود
فهمید که این آکواریم چقدر کوچک
است او به سختی می توانست شنا کند
و پست سر هم به دیواره های شیشه
ای آکواریم می خورد

اما اتفاق خیلی خیلی بد ی در
انتظار نمو بود او شنید که
دندانپزشک می خواهد او را به
خواهر زاده ی شیطان خودش دالا نام
داشت بدهد . ماهی های آکواریم جا
خوردند . پیچ یواشکی گفت آن دختر
یک ماهی کش است همان شب ماهی ها
از نمو خواستند تا به دارو دسته
آنها بپیوندد بلوت گفت البته اگر
بخواهی به دار و دسته ما وارد
بشوی یک شرط دارد باید بتونی از
میان حلقه های آتش شنا کنی . به
نظر ترسناک می آمد اما در واقع
مقداری حباب بیشتر نبود نمو
توانست با شجاعت از میان آن بگذرد
و اینگونه به قلب تک تک ماهی ها ی
آکواریم راه پیدا کرد . گیل به
دارو دسته ماهی ها گفت : ما به
نمو کمک خواهیم کرد تا فرار کند .
و اما اقیانوس مارلین و دری به
دردسر افتاده بودند آنها از میان
جنگل عروسهای دریایی شنا کرده
بودند عروسهای دریایی آنها را نیش
زده بودند ولی خوشبختانه یک گروه
لاک پشت آنها را پیدا کرده و از
دست عروسهای دریایی نجاتشان داده
بودند . یکی از بچه لاک پشتها
کارهای خطرناکی انجام می داد ولی
پدرش کراش اهمیتی نمی داد
|