تماس با ما

نقشه سایت

تبلیغات در سایت

صفحه اصلی

 
   

    کودکان »»  داستان »» داستان اسباب بازی

 

 مترجم: نیکو جلالی

 

صفحه- 3

 

ولی دیر شده بود . زنگ ساعت سید به صدا در آمد . سید خودش را به باز رساند آن را برداشت و گفت : حالا وقتشه فضانورد . او  با شتاب به طبقه پایین روفت و به سمت حیاط دوید و شروع به ساختن سکوی پرتاب موشک کرد . وودی به طرف اسباب بازیهای سید رفت و از آنها کمک خواست . او با التماس گفت : لطفا کمکم کنید تا باز را نجات بدهم باز دوست منه . اسباب بازیها به وودی لبخند شدند و سرشان را به نشانه ی مثبت تکان دادند . همگی با هم نقشه کشیدند تا باز را نجات دهند . بیرون از خانه توی حیاط سید آماده روشن کردن فتیله ی موشک بود و معکوس می شمرد . ده ، نه ، هشت ، ... که ناگهان متوجه وودی شد و او را برداشت . در همان لحظه تمام اسباب بازیها سینه خیز به طرف سید آمدند و محاصره اش کردند . سپس وودی شروع به صحبت کرد .

 

سید جیغ کشید و گفت : وای کمک ! این اسباب بازیها زنده اند . و فریاد زنان به طرف خانه دوید . وودی و باز آزاد شدند آنها از اسباب بازیها به خاطر کمکشان تشکر کردند و به طرف خانه به راه افتادند . باز نفس زنان گفت : امروز روز اسباب کشی است . وودی گفت : عجله کن . باید خودمان را به آنها برسانیم . آندو با عجله به دنبال کامیون دویدند . باز موفق شد  که از سپر عقب کامیون بالا برود اما اسکاد سگ سید که در تعقیب آنها بود ، پای وودی را گرفت . وودی فریاد زد : دور شو ! او سعی می کرد خودش را نجات بدهد . اسکاد فقط خرناس می کشید . باز شجاعانه از سپر پایین پرید و اسکاد را فراری داد . در نتیجه سگ به خانه اش باز گشت .

 

اما حالا وودی  روی سپر کامیون و باز تنها و درمانده توی خیابان بود . وودی با زحمت فراوان خودش را به داخل کامیون رساند و جعبه اسباب بازیهای اندی را پیدا کرد . اسباب بازیها از دیدن وودی تعجب کردند . وودی به آنها گفت : باز اون بیرون وسط خیابونه به دردسر افتاده . ما باید به باز کمک کنیم . سپس ماشین کنترل از راه دور را برداشت و به سمت باز هدایت کرد کله سیب زمینی با صدای بلند گفت : آهای ! وودی می خواهد از شر ما خلاص شود . درست همان کاری که با باز کرد ! زود باشید بگیریمش . اسباب بازیها در حالیکه با عصبانیت فریاد می کشیدند ، وودی را از داخل کامیون به بیرون پرتاپ کردند . اما لحظاتی بعد دیدند وودی و باز سوار بر ماشین کنترل از راه دور به دنبال آنها در حرکتند عصبانیتشان به حیرت تبدیل شد .

 

صفحه قبل   صفحه بعد

 
   
       
 

   
   

دانستنیهای زندگی

خانه آرایی

هنر خانه داری

آیین زندگی:

ســــــــاخت عروسـک

فلش کلیپ

بازیهای آنلاین

دانلود بازی

بازی و سرگرمی :

احکام

دعا و زیارت

حکایت های آموزنده

قرآن کریم

مذهبی:

سینما و موسیقی

ویژه

ورزشی

حوادث

 ایران و جهان

اقتصادی

اخبار

مکمل ورزشی

دانستنیهای پزشکی

گیاهان دارویی

پزشکی:

گفتگــــــــــــو با هـــــنرمندان

بازیگرشناسی

گالری هنرمندان

سینما و موسیقی:

سوتی های شخصیتهای معــــــــــروف

کاریکاتور هنرپیشه ها

داستانهای ملانصرالدین

تصاویر خنده دار و جالب

شوخی های کامپیوتری

طنز و لبخند:

طالع بینـــــی چــــــــــینی

طالع بینی مصری

طالع بینی هندی

طالع بینی خواب

طالع بینی نوین

طالع بینی ازدواج

طالع بینی شخصی

طالع بینی:

نقاشـــــی

داستانهای کودکان

شعرهای کودکانه

کودکان:

فال لاک پشت

تعبیر خواب

فال انبیاء

فال هفته

فال چوب

فال حافظ

فالنامه:

آموزش برنامـــــه های کامـــــــــــپیوتر

آموزش آشپزی و شیرینی پزی

آموزش گلهای بلندر

آموزش عروس سازی مدرن

آموزش شمع سازی

آموزشی:

برنامه های موبایل

دیکشنری آنلاین

خواندنی و آموختنی

کارت تبریک

گالری تصاویر

کودکان

رادیو و تلویزیون

تالار گفتگو

دانلود برنامه

مختلف:

داستانهای هیجانی

داستانهای ایرانی

داستان:

جهان عجایب

دانستنیهای علمی

بیوگرافی دانشمندان

اخبار علمی

دانستنیها:

 

 این سایت متعلق به شرکت فرهنگ سازان می باشد هرگونه کپی برداری از مطالب غیر مجاز می باشد

Copyright  2005 - 2006 JADIDTARIN All rights reserved