تماس با ما

نقشه سایت

تبلیغات در سایت

صفحه اصلی

 
   

    کودکان »»  داستان »» بازگشت به هیچستان ( پیترپن 2)

 

 مترجم: شادی آل آقا

 

صفحه-2

 

جین ، موقعی خواب گریه می کرد چون خود  را گناه کار احساس می کرد . او دنی را ناراحت کرده بود . نیمه های شب صدایی او را بیدار کرد ، کاپیتان هوک و دارو دسته دزدان دریایی ، آن جا بودند . آن ها جین را درون گونی انداختند . هوک زیر لب با خودش گفت : پیترپن ! برایت یک هدیه دارم ، هه هه هه ! وقتی به هیچستان رسیدند ، هوک از جین به عنوان طعمه ای برای دام انداختن پیتر استفاده کرد و او را به دریا انداخت . هوک خوب می دانست که پیتر ، سر می رسد تا او را نجات دهد و آن وقت زمان به تله افتادن پیتر فرا رسیده است . اما پیتر با مهارت گونی را قاپید آن هم به شکلی که به دام نیافتد . وقتی در گونی را باز کرد و جین را داخل آن دید بسیار شگفت زده شد .

 

چون فکر می کرد دوست قدیمی او ، وندی در آن است . جین هم نمی توانست باور کند ، پیتر پن حقیقت داشته باشد ! پیتر ، جین را به خانه درختی برد تا پسران گمشده را ملاقات کند . پیت ر به پسران گمشده گفت : همانطور که وندی زمانی مادر  آن ها بود ، جین حالا مادر جدید آن هاست . پسران گمشده از جین خواستند تا برایشان داستانی تعریف کند ولی جین پاسخ داد که حتی یک داستان هم بلد نیست . پیتر پیشنهاد کرد که بازی شکار گنج را انجام دهند و پسران همه با هم جیغ کشیدند : زود باش ، جین بیا بازی کنیم . جین  اندوهگین گفت : نه من باید به خانه برگردم . جین می خواست به خانواده اش بگوید که از رفتار گذشته اش پشیمان است . او دلش برای دنی و مادرش تنگ شده بود .

 

پسران گمشده که مایوس شده بودند ، نمی فهمیدند که چرا جین می خواهد آن جا را ترک کند . آن ها پرسیدند : برای جین چه اتفاقی افتاده است ؟ پیتر جواب داد : نمی دانم یک جوری رفتار می کند ، انگار که بزرگ شده است . کمی بعد پیتر و کاسه بند زن مشغول تماشای جین بودند که داشت قایقی برای برگشتن به خانه می ساخت . جین قایق را به آب انداخت و سوار آن شد ولی کمی که جلو رفت ، غرق شد . پیتر او را از از آب بیرون کشید و گفت : تنها راه برای ترک هیچستان پرواز کردن است . او بار دیگر او بار دیگر جین را به خانه ی د رختی برد  . کاسه بندزن گر جادویی را روی پسران گمشده پاشید و آن ها به پرواز درآمدند ! و فریاد زدند : نگاه کن ، هر کسی می تواند پرواز کند فقط باید ایمان اعتماد و ... جین جمله آن ها را تمام کرد : و گرد جادویی داشته باشی . حتی با اینکه کاسه بندزن با مهارت تمام از گرد جادویی خود بر روی جین پاشید ، او نتوانست پرواز کند .

 

صفحه قبل   صفحه بعد

 
   
       
 

   
   

دانستنیهای زندگی

خانه آرایی

هنر خانه داری

آیین زندگی:

ســــــــاخت عروسـک

فلش کلیپ

بازیهای آنلاین

دانلود بازی

بازی و سرگرمی :

احکام

دعا و زیارت

حکایت های آموزنده

قرآن کریم

مذهبی:

سینما و موسیقی

ویژه

ورزشی

حوادث

 ایران و جهان

اقتصادی

اخبار

مکمل ورزشی

دانستنیهای پزشکی

گیاهان دارویی

پزشکی:

گفتگــــــــــــو با هـــــنرمندان

بازیگرشناسی

گالری هنرمندان

سینما و موسیقی:

سوتی های شخصیتهای معــــــــــروف

کاریکاتور هنرپیشه ها

داستانهای ملانصرالدین

تصاویر خنده دار و جالب

شوخی های کامپیوتری

طنز و لبخند:

طالع بینـــــی چــــــــــینی

طالع بینی مصری

طالع بینی هندی

طالع بینی خواب

طالع بینی نوین

طالع بینی ازدواج

طالع بینی شخصی

طالع بینی:

نقاشـــــی

داستانهای کودکان

شعرهای کودکانه

کودکان:

فال لاک پشت

تعبیر خواب

فال انبیاء

فال هفته

فال چوب

فال حافظ

فالنامه:

آموزش برنامـــــه های کامـــــــــــپیوتر

آموزش آشپزی و شیرینی پزی

آموزش گلهای بلندر

آموزش عروس سازی مدرن

آموزش شمع سازی

آموزشی:

برنامه های موبایل

دیکشنری آنلاین

خواندنی و آموختنی

کارت تبریک

گالری تصاویر

کودکان

رادیو و تلویزیون

تالار گفتگو

دانلود برنامه

مختلف:

داستانهای هیجانی

داستانهای ایرانی

داستان:

جهان عجایب

دانستنیهای علمی

بیوگرافی دانشمندان

اخبار علمی

دانستنیها:

 

 این سایت متعلق به شرکت فرهنگ سازان می باشد هرگونه کپی برداری از مطالب غیر مجاز می باشد

Copyright  2005 - 2006 JADIDTARIN All rights reserved