دوئل مرگبار به خاطر لیلا

دوئل مرگبار به خاطر لیلا

پسر جوان که به خاطر دوست دخترش، رفیق خود را به قتل رسانده بود در دادگاه درخواست کرد زودتر اعدام شود.

رسیدگی به این پرونده از 13 مرداد سال گذشته و به دنبال اعلام درگیری مرگبار دو پسر در بازار جنت‌آباد آغاز شد. با حضور ماموران در محل، آنها با جسد غرق در خون پسر 24 ساله‌ای به نام مصطفی روبه‌رو شدند.

یکی از شاهدان ماجرا درباره علت قتل پسر جوان گفت: مقتول و دوستش پوریا در بازار جنت‌آباد غرفه فروش روسری و لوازم تزئینی دارند. ساعتی قبل پوریا به غرفه دوستش آمد و با هم درگیر شدند. برای بررسی موضوع به سمت غرفه آنها رفتم که پوریا همان لحظه با چاقو ضربه‌ای به قلب مصطفی زد و با تهدید شاهدان ماجرا فرار کرد.

با شناسایی هویت قاتل، او در مخفیگاهش در غرب تهران شناسایی و دستگیر شد.

با انتقال متهم به دادسرای امور جنایی، پسر 27 ساله با اعتراف به قتل گفت: من و مقتول با هم دوست بودیم. دختر مورد علاقه‌ام به نام مینا در غرفه من کار می‌کرد. بعد از مدتی دختر جوان با من قهر کرد و متوجه شدم به غرفه دوستم رفت و آمد دارد. مقتول همیشه از من بد می‌گفت و همین حرف‌ها باعث شده بود دختر جوان با من قهر کند. روز حادثه با مینا تماس گرفتم که او گفت در غرفه نادر است. عصبانی شدم و به سمت غرفه نادر رفتم. فکر می‌کردم او قصد دارد با دختر مورد علاقه من دوست شود. وقتی علت رفتارهای دوستم را پرسیدم، بین ما درگیری شد. با چاقویی که همراهم بود ضربه‌ای به او زدم و فرار کردم.

با اعترافات پسر قاتل به جنایت عشقی، او صحنه قتل را بازسازی کرد. قاضی ایلخانی، بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی پس از تکمیل تحقیقات برای پسر 27 ساله قرار جلب به دادرسی صادر کرد. در ادامه نیز با صدور کیفرخواست پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

دیروز متهم در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی زالی پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای این جلسه پدر مقتول برای قاتل پسرش درخواست قصاص کرد و گفت: مصطفی پسر خوبی بود و قاتل او را بیگناه کشت. مصطفی در حالی که چاقو خورده بود، چهار ساعت کنار خیابان افتاده بود و کسی به او کمک نمی‌کرد.

در ادامه پوریا در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: من و مقتول با هم دوست بودیم و برای هم درد دل می‌کردیم. من غرفه لوازم آرایشی داشتم و مقتول هم شلوار می‌فروخت. چند روز قبل دختری را برای کار به غرفه آوردم و روزی 50 هزار تومان به او دستمزد می‌دادم. لیلا بیشتر مواقع پیش مصطفی می‌رفت و به کارهای غرفه نمی‌رسید به همین خاطر او را اخراج کردم. روز قتل لیلا با من تماس گرفت و مدعی شد برای کار پیش مصطفی رفته است. او همچنین ادعا کرد که مصطفی گفته من شیشه مصرف می‌کنم. به بازار رفتم اما از مصطفی و لیلا خبری نبود. مصطفی آمد و با هم درگیر شدیم که با چاقو او را مجروح کرده و از محل گریختم. متهم در آخرین دفاعش اظهار کرد: به خاطر این قتل عذاب وجدان دارم. زودتر اعدامم کنید تا راحت شوم.

پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.