چگونه طرف مقابل مان را ببخشیم

در برابر کدورت هایی که گاه و بیگاه به سراغمان می آید، چه می توان کرد؟

همه ما در رابطه زناشویی خود بارها از هم می رنجیم و گاه بدون اینکه بدانیم، یکدیگر را آزار می دهیم و برای بعضی از ما خیلی سخت است که بتوانیم همدیگر را ببخشیم. گاه کینه ای که در دل داریم، مدت ها ما را آزا می دهد و ارتباط ما را با مشکلاتی جدی مواجه می کند.

اما مسئله اینجاست که در برابر کدورت هایی که گاه و بیگاه به سراغمان می آید، چه می توان کرد؟ چگونه می توانیم همدیگر را ببخشیم یا به گونه ای رفتار کنیم که کمتر برنجیم یا یکدیگر را برنجانیم؟ در این خصوص با دکتر ژاله افشاری منفرد، روان شناس و روان کاو، گفت و گو کرده ایم که می تواند مفید واقع شود.

شناخت شخصیت افراد

در هر ارتباطی قبل از هرچیز بهتر است به این موضوع توجه داشته باشیم خانواده ای که در آن بزرگ شده ایم، چه بستر روانی- رفتاری داشته و جو ارتباطی افراد در آن چگونه بوده است؛ درواقع باید بدانیم گذشته روانی ما، داستان زندگی مان و شرایطی که در آن بزرگ شده ایم، ارتباط با اطرافیان و الگوی روابط والدین ما به چه صورت بوده و تا چه حد بر ما تاثیر گذاشته است، تا چه حد آن ها را قبول داریم و حتی دوران کودکی ما به چه شکل گذشته است؛ چرا که همه این موارد پایه رشد اساسی ما در بزرگ سالی خواهدبود؛ یعنی باید ببینیم فرایند کینه به دل گرفتن و بخشیدن افراد در خانواده هایشان به چه صورت بوده است.

فرایند بخشش

اینکه ما چطور یکدیگر را می بخشیم، به چند عامل بستگی دارد؛ نخست اینکه الگوی بخشش ما از کودکی و در خانواده ما به چه صورت بوده و ناکامی ها تا چه حد عمیق و آزاردهنده بوده است؛ درواقع بخشش هدیه ای است که با قلب خود آن را به دیگری هدیه می دهیم و در برابر کسی که از او رنجیده ایم، لطف و گذشت می کنیم.

 

همدلی و مهربانی

گاهی بهتر است خودمان را به جای کسی که او را آزار می دهیم، بگذاریم؛ درواقع باید بتوانیم با او همدلی کرده و بستری را برای بخشش فراهم کنیم. بخشش تنها یک واژه است. ولی عمق آن از لحاظ روانی زیاد است و به بزرگ منشی نیاز دارد. ترمیم آزاری که دیده ایم، به زمان زیادی نیاز دارد؛ زیرا باید دیوار اطمینان دوباره بنا شود.

اگر فرد در خانواده ای رشد یافته باشد که در آن، ناکامی زیاد بوده، افراد عادت نداشته اند از یکدیگر عذرخواهی کنند، به راحتی در خانواده سرزنش و تحقیر شده اند و نیز آسیب های ناشی از آن هم ترمیم نشده است. این موضوع کم کم تبدیل به عقده و کینه خواهدشد. طبیعی است که این افراد در زندگی زناشویی هم نمی توانند از الگویی که دارند، دوری کنند. بدین ترتیب زود قهر می کنند؛ چون هنوز خشم دارند و با توجه به اینکه قهر، واکنش خشم است و یکی از لایه های پرخاشگری محسوب می شود، گاهی قهر را موثرتر از هر واکنش دیگری می دانند.

چرا قهر می کنیم؟

معمولا الگویی که از آن در مورد رنجش، کینه و بخشش در زندگی زناشویی تبعیت می کنیم، به ترتیب ما در دوران کودکی برمی گردد؛ ولی در نهایت کسانی که زیاد قهر می کنند؛ افراد زیاده خواهی هستند که دوست دارند همه چیز همان گونه که خودشان می خواهند، در اختیارشان باشد؛ ممکن است والدین بیش از حد به ما توجه داشته اند یا هرچه را که خواسته ایم، در اختیارمان گذاشته اند و اجازه نداده اند ما بسیاری از ناکامی ها را تحمل کنیم یا برعکس اصلا دیده نشده ایم و حالا می خواهیم بی توجهی های دوران کودکی مان جبران شود. همه این ها می توانند در ناخودآگاه فرد باقی بمانند و در بزرگ سالی خود را به اشکال مختلف نشان دهند؛ حتی بدون اینکه شخص از آن خبر داشته باشد.

ابراز ناراحتی و رنج

ابراز ناراحتی و دلخوری از طرف مقابل در زندگی زناشویی بسیار مهم است. ابتدا باید موضوع رو دربایستی بین دو طرف حل شده باشد؛ زیرا مسئله خیلی مهمی است که باعث خودخوری می شود و در شرایط بدی آن را نشان می دهد؛ البته ما معمولا نیاز به آموزش ابراز بجا و مناسب عقاید خود داریم که مثلا آیا باید مشکل خود را به طور مستقیم و همان موقع بگوییم یا صبر کنیم تا خشممان برطرف شود؟ درواقع همه این موارد، نسبی هستند؛ یعنی با توجه به شناختی که از خودمان، طرف مقابل و شرایطمان داریم، می توانیم نتیجه گیری کنیم.

گاهی با توجه به شرایط، باید زمان درستی را برای مطرح کردن مشکل درنظر گرفت و حتما آن را با کلام و لحن مناسبی مطرح کرد؛ ضمن اینکه هدف ما از این کار نباید تغییر طرف مقابل باشد؛ فراموش نکنیم که امکان دارد بتوانیم بر روی کسی تاثیر بگذاریم، ولی نمی توانیم او را تغییر دهیم؛ البته گاهی هم تاثیر زیاد می تواند منجر به تغییر شود.

شناسایی احساسات

یکی از موارد خیلی مهم بین زوجین، شناخت احساسات دو طرف است؛ یعنی دو طرف ابتدا باید از احساسات خود آگاه باشند و سپس بتوانند به شناخت احساسات طرف مقابل بپردازند؛ مثلا باید ببینیم وقتی از همسرمان انتقاد می کنیم یا او از ما انتقاد می کند، چه احساسی داریم. متاسفانه معمولا به جای اینکه احساسات هم را شناسایی کنیم، نقش والد یا کودک را برای هم ایفا می کنیم؛ یعنی هیچ کدام بالغانه با یکدیگر گفت و گو نمی کنیم.

با استفاده از این تکنیک خیلی بهتر و بیشتر می توانیم یکدیگر را ببخشیم و درواقع فرایند بخشش آسان تر خواهدشد؛ چون بخشیدن واقعی نیازمند بستر مناسب است. گذشت و بخشش در خلا اتفاق نمی افتد و به رایگان هم به دست نمی آید؛ بلکه باید شرایط لازم در هردویمان وجود داشته باشد و بخواهیم به حرف های همدیگر گوش دهیم و برای یکدیگر مشخص کنیم که چرا و دقیقا به چه علت از یکدیگر می رنجیم؛ چون علت واقعی رنجش های طرف مقابل می تواند شناخت خوبی از او به ما بدهد. درواقع برای اینکه طرف مقابل بتواند ما را ببخشد، باید به احساسات او پل بزنیم و به این نکته توجه کنیم که هیچ رفتاری بی دلیل و بدون ریشه در گذشته نیست.

 


هیچ کس کامل نیست

برای اینکه بتوانیم آسان تر طرف مقابلمان را ببخشیم، باید بدانیم که هیچ کس کامل نیست. ما باید بپذیریم که همه افراد، نقص هایی دارند. اگر از کودکی یاد گرفته ایم دنیا و آدم هایش باید بی نقص باشند، حالا وقتی کسی ما را می رنجاند بخشش او برای ما خیلی سخت خواهدشد؛ ضمن اینکه وقتی نمی توانیم کسی را ببخشیم، می پذیریم که همه ما ضعف هایی داریم و باید آن ها را قبول کنیم.

گاهی هنگامی که یک زوج همدیگر را می بخشند، اما آن اشتباه مدام تکرار می شود، باید از شخص سومی مانند مشاور، دوست معتمد یا شخص بزرگی در خانواده کمک گرفت؛ چون بعضی اوقات خود ما نمی دانیم به چه علت مدام یک اشتباه را تکرار می کنیم و باعث آزار طرف مقابلمان می شویم؛ ضمن اینکه طرف مقابلمان هم نمی داند چرا مدام ضعف های ما را به رخمان می کشد؛ بنابراین حتما باید به یکدیگر بگوییم که از چه چیزهایی می رنجیم و علت آن ها چیست.

گاهی افراد مشکلاتی نظیر آزردن دیگران را از کودکی به همراه دارند؛ بدون اینکه خودشان از آن آگاه باشند و تمام این مشکلات به این علت است که الگوهای این گونه رفتارهای دردآوری در فرد درونی شده است؛ بنابراین زوجین حتما باید از خویشتن آگاهی یابند و به علاوه از علت رفتارهای خود با دیگران هم آگاه باشند. اگر به تنهایی نمی توانیم به این آگاهی ها دست یابیم، باید حتما از مشاور یا کلاس هایی که در این زمینه هست کمک بگیریم.

چند نکته اساسی

توجه به چند نکته می تواند ما را برای بخشیدن طرف مقابلمان کمک کند:

- هرچیزی را برای خود می پسندیم، برای دیگران هم بپسندیم.

- کاری را که باعث رنجش همسرمان می شود، تکرار نکنیم.

- همسرمان را به شجاعتی برسانیم که بتواند به راحتی حرف ها و ناراحتی های خود را با ما مطرح کند، خودمان هم همین کار را انجام دهیم.

- دو طرف باید اعتماد به نفس را در یکدیگر تقویت کنند و عشق را رشد بدهند و قدر لحظات کنار هم بودن را بدانند.

- بهتر است برای اینکه رنجش هایمان روی هم انباشته نشوند، خیلی زود یکدیگر را از ناراحتی هایی که از هم داریم، آگاه کرده و درست حرف زدن را تمرین کنیم.