مراقب باشید با وسواس وسوسه نشوید!

هر چه با وسواس و وسواسی راه بیایید حالش بدتر می شود. برای رفع مشكل باید به صورت مداوم و تدریجی از شخص وسواسی حساسیت زدایی كرد.

می خواهید از در منزل بیرون بیایید، مطمئن هستید که گاز را بسته اید و اتو را از برق کشیده اید اما یکبار دیگر قفل در را باز می کنید و دوباره از همه جا را چک می کنید اما دلتان باز آرام نمی گیرد. ان دفعه می خواهید باز بروید و قفل در را چك كنید. در واقع قضیه اصلا در و قفل نیست بلكه این وسواس است كه دارد دائم در خانه ذهن شما را می زند.

هدف وسواس، ایجاد اختلال در قدرت تشخیص و یقین و اطمینان شماست. وسواس در اصل به صدای آهسته ای می گویند كه از به هم خوردن زینت آلات به گوش می رسد. شاید چون این صدا خیلی ها را وسوسه می كرده، بعدها به هر صدای آهسته ای كه بعد از آن موجی از افكار بد و نامطلوب در دل و جان انسان پیدا شود وسواس گفته شده، آدم را یاد وسوسه ها وزمزمه های در گوشی شیطان می اندازد كه خیلی هم یادآوری نابجایی نیست. اما وسواسی كه ما می شناسیم فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضری است كه با نوعی احساس اجبار و ناچاری ذهنی و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. نكته جالب در مورد وسواس این است كه آدم وسواسی از وسواسش هم به خوبی خبر دارد منتها سعی می كند طوری آن را برای خودش و دور و بری ها منطقی نشان دهد و به همین دلیل در برابر درمان هم مقاومت می كند و گاهی حتی مشكل را از دیگران می داند.
هر چه با وسواس و وسواسی راه بیایید حالش بدتر می شود. برای رفع مشكل باید به صورت مداوم و تدریجی از شخص وسواسی حساسیت زدایی كرد

ویژگی های یک فرد وسواسی

* معمولا داشتن پدر یا مادر وسواسی سبب پرورش فرزند وسواسی می شود؛ زیرا فرزند رفتار وسواسی والدش را یاد می گیرد و در بزرگسالی تقلید خواهد کرد.
* افراد وسواسی چارچوب ها و قوانین تو خالی دارند بدین معنی که دلایلی که برای انجام اعمال و افکار تکراریشان مطرح می کنند، معمولا غیر منطقی است.
* افراد وسواسی ثمره پرورش در خانواده ای هستند که پدر و مادر شیوه های فرزندپروری سختی دارند و به همین دلیل فرزندانشان ایده آلیست و در بسیاری موارد وسواسی می شوند.
* افراد وسواسی کودک درونِ مغلوب و کوچکی دارند. در مقابل از والد سختگیر درونی برخوردار هستند که بندرت راضی می شود؛ بدین معنی که هر قدر فرد وسواسی برای موفقیت و انجام ندادن اعمال و افکار تکراری، تلاش کند، باز هم والد درون او راضی نخواهد بود و باز هم انتظاراتی خواهد داشت.
* افراد وسواسی شخصیتی کنترلگر دارند و مایلند بسیاری از امور آن طور که خودشان می پسندند انجام شود.
* معمولا افراد وسواسی ترجیح می دهند تنها زندگی کنند، اما درمان نشوند و برای درمان مقاومند.
* معمولا افراد وسواسی افکار غیر منطقی زیادی دارند که در باورهای ناسالم آن ها ریشه دارد که منشاء آن دوران کودکی است.

از كجا بفهمیم وسواس داریم ؟

اگر نشانه هایی مثل نشانه های زیر را درخودتان یا دور و برتان می بینید حتما بقیه مقاله را دنبال كنید؛ اگر از آلوده شدن یا نجس شدن در اثر تماس یا دست دادن با دیگران و یا دست زدن به چیزهایی كه دیگران لمس كرده اند می ترسید. موقع ترك خانه یا محل كار دائما شك می كنیدكه در را قفل كرده اید یا گاز را خاموش كرده اید. وحشت این را دارید كه به كودك تان آسیب رسانده اید. می ترسید یا انگیزه ناگهانی برای فحاشی كردن در جاهای غیرمناسب دارید یا حتی افكار مسخره مثل داد زدن در یك جمع حسابی رسمی و یا حتی ترس از این نشانه ها دارید، حكایت از حضور این مهمان ناخوانده در كاسه سر شما دارند.

درمان خانگی وسواس

اگر بخواهیم یك كم علمی بگوییم روش های رفتاری برای درمان اختلال وسواسی- جبری عبارتند از:رویارویی (مواجه سازی) و پیشگیری از پاسخ، حساسیت زدایی، توقف فكر، غرقه سازی، غرقه سازی تجسمی (انفجاردرمانی) و شرطی سازی بیزارگرایانه. راهکارهای زیر شاید به شما کمک کند.

علت را جست و جو کنید

فهمیدن اینکه چه چیزهایی به ایجاد این افکار وسواسی در شما منجر شده است، نه تنها در کشف راه های بهبودی کمک می کند بلکه می تواند اضطراب حاصل از این افکار را نیز در شما کاهش دهد. برای این منظور در برگه ای مشاهدات، تجربه ها و منابع با نفوذ مثل رسانه، دوستان و خانواده را که در این زمینه احتمالا اثرگذار بوده اند یادداشت کنید. در قسمت منابع با نفوذ می توانید به نقش یکی از دوستانتان اشاره کنید؛ برای مثال: یادم می آید که دوستم مریم هم وسواس تمیزی داشت.

افکار وسواسی تان را شناسایی کنید

سه تا از این فکرهای وسواسی رادر نظر بگیرید؛ مثلا از خودتان بپرسید که کدام فکر بیشتر اذیتتان می کند؟ یا اینکه کدام فکر وسواسی بیشتر به ذهنتان می آید؟ آن ها را یادداشت کنید و رفتارهایی را که برای رهایی از آن ها انجام می دهید نیز، در مقابل آن ها بنویسید.

به وسواس بی محلی کنید

وسواس معمولا در مورد مسائلی پیش می آید كه برایمان خیلی مهم هستند. این اهمیت دادن زیاد وقتی راهش را گم كند به وسواس تبدیل می شود. شخصی به خدمت امام صادق(ع) آمد و در مورد خوردن پنیر سؤال كرد. حضرت فهمیدند كه این شخص وسواسی است. پولی به غلامشان دادند و فرمودند: برو پنیر بخر و بیاور. غلام هم پنیر را آورد و حضرت از آن خوردند. دوباره آن شخص در مورد پنیر سؤال كرد. امام صادق(ع) فرمودند: مگر ندیدی آن را خوردم؟ گفت: دیدم اما دوست دارم از خودتان بشنوم! حضرت فرمودند: در مورد پنیر و غیرآن به تو می گویم كه هر چه كه در آن حلال و حرامی بود، بر تو حلال است تا آنكه مورد حرام را به طور مشخص بشناسی، در آن صورت بر تو حرام است و تركش واجب. چاره وسواس بی محلی كردن و بی اعتنایی به آن است. تا بی محلی اش نكنید رهایتان نمی كند، به همین دلیل هم هست كه همه فقها و مراجع تقلید می گویند: شكاك و وسواسی باید با بی اعتنایی دست از كارهایش بردارد.

با او راه بروید، حالش بدتر می شود

هر چه با وسواس و وسواسی راه بیایید حالش بدتر می شود. برای رفع مشكل باید به صورت مداوم و تدریجی از شخص وسواسی حساسیت زدایی كرد. این یعنی مجاورت دادن ایمن، ملایم و مداوم شخص با میزان قابل تحملی از مورد حساسیت زا. البته این مطلب را فراموش نكنید كه این كار را یك دفعه و ناگهانی نمی شود انجام داد و در موارد جدی وسواس حتما باید با درمان تخصصی و روانپزشكی به سراغ آن رفت.
سه تا از این فکرهای وسواسی رادر نظر بگیرید؛ مثلا از خودتان بپرسید که کدام فکر بیشتر اذیتتان می کند؟ یا اینکه کدام فکر وسواسی بیشتر به ذهنتان می آید؟ آن ها را یادداشت کنید

از وسواس تخفیف بگیرید

اگر به نجس و پاكی حساس هستید به جای 30بار شستن، هر دفعه سعی كنید از خودتان تخفیف بگیرید و مثلا 29 بار این كار را انجام دهید و دفعات شستن را همینطور به مرور و با كاهش تدریجی هر بار به میزان طبیعی نزدیك تر كنید. بعد از مدتی خودتان می بینید كه پیشرفتتان قابل توجه شده.

با وسواس لجبازی كنید

هرچیزی كه از آن فرار می كنید برایتان مهیب تر می شود. امیر مؤمنان(ع) می فرمایند: هرگاه از كاری ترسیدی، خود را به كام آن بینداز زیرا ترس شدید از آن كار، دشوارتر و زیانبارتر از اقدام به آن كار است. در وسواس هم با انواعی از ترس روبه روییم كه با رودررو شدن با آنها بهتر می شود با آنها جنگید و لجبازی کنید. مثلا اگر می ترسید چیزی نجس باشدعمدا به آن دست بزنید.

بیكار نمانید

یكی از دلایل اصلی هجوم افكار وسواسی، بیكاری است. زمان آزاد باعث می شود كه فرد وسواسی به موضوعاتی كه برایش مهم هستند (یعنی همان موضوعات وسواس) فكر كند. همان طور هم كه گفتیم، هرچه بیشتر به این موضوعات فكر كنید، بیشتر در وسواس فرومی روید. حتی اگر كاری ندارید، برای خودتان كار بتراشید؛ از كتاب خواندن گرفته تا ورزش.