|
تعادل
در بازسازی
جريان بازسازي فردي بايد درهر
چهار جهت از وجود ما به طور
متعادل پيش رود :
جنبه جسمي
،جنبه معنوي ، جنبه ذهني و جنيه
عاطفي – اجتماعي .

جنبة
جسماني
جنبة جسماني شامل مراقبت
كارآمد از جسم خود سات . خوردن
غذاهاي مناسب ، استراحت كافي و
آرامش و ورزش منظم .
جنبة
معنوي
جنبة معنوي هستة اصلي وجود
شماست . مرگز وجود ، تعهد شما به
كل نظام ارزشي خودتان است.
جنبة
ذهني
تحصيلات ادامة تحصيل و گسترش و
گرامي داشتن دانش و گسترش معلومات
براي بازسازي ذهني ضروري است .
جنبة
اجتماعي – عاطفي
جنبه هاي اجتماعي – عاطفي
زندگي ما درهم تنيده است ، چون
زندگي عاطفي ما بيشتر « اما نه
فقط » از روابط مان با ديگران
سرچشمه مي گيرد .
امنيت
دروني
امنيت دروني چگونه و ازكجا
بهدست مي آيد اين حس از چگونگي
تفكر ديگران دبارة ما يا نحوة
رفتار انها نسبت به ما حاصل نمي
شود ، از كتاب هايي هم كه به دست
ما رسيده است سرچشمه نمي گيرد ، و
به شرايط و موقعيت ما هم ربطي
ندارد .از درون ما مي آيد ، از
اصول و الگوهاي صحيحي كه دراعماق
دل و ذهن مان دروني پديدي دارد
،سرچشمه ميگيرد ، از همسازي و
همنوايي دروني پديد مي آيد ، از
زندگي درستكارانه و كاملي سرچشمه
مي گيرد كه در آن عادت هاي روزمره
ما بازتابي از عميق ترين ارزش هاي
مان باشد .
مارپيچ
متعالي
بازسازي يك اصل است . جرياني
كه ما را براي حركت مارپيچ متعالي
رشد و دگرگوني توانمند مي سازد ،
پيشرفتي مداوم و هميشگي .آگاهي
موهبتي است كه خمسازي وهماهنگي
وجود مار را در مي يابد يا به
دوري ما از اصول صحيح پي مي برد و
ما را به سوي آنها سوق مي دهد ،
البته اگر ورزيده و سامان باشد .
باز
هم از درون به بيرون
دگرگوني : دگرگوني راستين از
درون به بيرون است . اين كار
زدودن شاخ و برگ رفتار ومنش با
روش هاي سريع اخلاق فردي نيست .
اين كاري ريشه اي است ،چيزي از
جنس انديشه ، جوهرة وجود و
الگوهايي كه شخصيت و ويژگي ها ي
ما ار تعريف مي كنند و ديدگاه ها
و نگرش ما را به جهان شكل مي دهند
من از امر سون نقل مي كنم : «
كاري را كه مصرانه مي خواهيم
انجام شود ، آسان تر است ، نه به
اين دليل كه ماهيت كار تغيير
يافته ، بلكه توانايي ما براي
انجام آن بيشتر شده است » .
در زندگي با تمركزبر اصول صحيح و
ايجاد تعادل ميان عملكرد و افزايش
كارايي ، در رسالت خلق زندگي
كارآمد ،مفيد و سرشار از آرامش
،توانا خواهيم شد ... هم براي
خودمان و هم براي آيندگان
|