|
بخش سوم
ارتباط با خداوند
اگر خداوند اراده نمي كرد ، شناخت
او محال بود . هيچ پديده اي جلوي
تبديل شدن مراحل معنويت تو را نمي
گيرد و فريب نمي دهد . قديسي كه
با خداوند گفتگو مي كند ، ممكن
است دچار آسيب مغزي باشد ، از طرف
ديگر منكري كه به خداوند اعتقادي
ندارد ، ممكن است هر روز پيام
هايي از سوي خداوند را نشنود .
الگوهاي چندگانة چهان ما براي
ارتباط با خدا سه روش را بيان مي
كنند :
او در حوزة حقيقت ، ولي وراء
حواس پنجگانة ما وجود دارد و منشأ
هستي ماست . چون ما موجودات چند
وجهي هستيم ، هميشه در خدا حضور
داريم ،
بدون او كه آن را حس كنيم
و بفهميم .
او براي ما پيام هايي مي فرستد
و نشانه هايي ماداي پيش روي مان
قرار مي دهد . ما همة اينها
راجريان وقعيت مي ناميم .
او با « توجه دوباره » ما
رامتوجه عميق ترين بخش هاي شهودي
ذهن مان مي كند ، اما بيشتر آدم
ها به آن اعتنايي نمي كنند اين سه
راه شناخت خدا بر مبناي حقايقي كه
از بحقيقات مان تاكنون به دست
آورده ايم ، بيان شده است . ما
هواپيما را ساخته ايم و به طور
نظري با فنون پرواز آشنا شده ايم
. تنها كاري كه بايد بكنيم اين
است كه به پرواز درآييم .بخشي
از وجودمان كه بر آن وقوف داريم
قسمتي است ، كه بسيار سريع بال مي
زند . آن قدر سريع كه اين زمان را
در مي نوردد و به بي زماني مي رسد
.
وقتي
حس و انگيزه اي تازه ، انديشه اي
متعالي ، بينشي را كه قبلاً هرگز
نداشته ايد در مي يابيد ، اين
ناشناخته ها را در بر مي گيريد ،
مانند نوازدي از آن مراقبت مي
كنيد و آن را عزيز مي ناميد . اين
ناشناخته ها تنها چيزهايي است كه
به راستي براي سرشت روح شما اهميت
دارد ، پس خوب است كه آن را به
اندازة امري مقدس حرمت داريد و
تكريم كنيد . خدا در ناشناخته ها
تجلي مي يابد و وقتي كامل و تمام
او را در بر مي گيريد به هدف و
مقصود خود مي رسيد
|