در حسادت
هیچ لذتی نیست
زحمتکش می
تواند رنج هر روزه ی نانوا را ببیند
گمراه ترین
دشمن هرکس، در درون او آرمیده است
تا به اثبات
نرسیده اعتماد نکن
حقیقت از
مواخذه نمی هراسد
اقبال
همواره همراه کوشش است
ما را از
دوستان مان می شناسند
اگر امروز
کیسه ات خالی است، از فردا گدایی نکن
ایمان هیچ
کس را با گفتن این که ایمانت بهتر است ، تضعیف
نکن
کاری را که
احمق در آخر می کند، عاقل همان اول می کند
سر هر پیچ
سرنوست منتظر است
هیچ پولی به
دوستت قرض نده، هر دو را ازدست خواهی داد
گرهی را که
می توانی بازکنی، پاره نکن
هیچ شرارتی
بیش از وسوسه دوام نمی آورد
ابتدا تردید
کن وسپس یاد بگیر
هیچ چیز
سرسخت تر از تردید نیست
دانش ،
انتخاب عقل است
توا ن ما به
اندازه ی باری است که تحمل می کنیم
ما در برابر
دروغ های خودمان ازهمه ساده لوح تریم
جهل ، بزرگ
ترین فروشند ه ی ترس است
نصحیت
نکن ، سرمشق باش
یک کلمه ی
محبت آمیز، زمستانی از بیزاری را گرم می کند
فلاکت
همسایه مان ، فلاکت ماهم هست
جهالتی
که اصلاح نشود، تکرار می شود
دانا
همه را ملحوظ می دارد ، اما اندکی را می پذیرد
قدر
دانی نباید بی صدا باشد
اگر نتوانی
یاد بگیری، نخواهی توانست یاد بدهی
لذتی که با
دیگری تقسیم شود، دوبرابر می شود
بیش از همه،
ممنون سختی ها باش
.
هرجا که
ایستاده ای ، شادی سبز کن
گناه
ونادانی سابقه ی دراز دارند
عادات
نیک حاصل دوری جست از وسوسه هاست
فرد
دانا خوب می داند که چه چیز نمی داند
.
ایجاد
احترام آسان تر از بدست آوردن مجدد آن است
وجدان بیدار
بی نیاز از شاکی ومدعی است
خوشی
حقیقی دم دست نیست، باید به دستش آورد
سندان
خوب از چکش نمی ترسد
اول خانه ی
خودت را بروب
با خوردن ،
اشتها هم می آید
نفرت را از
خود دور کن، زیرا از تو تغذیه می کند
ادب قیمتی
ندارد، اما با آن همه چیز می توانی بخری
فکر بزرگ ،
از عمل خلاف دوری می کند
دروغ هر قدر
روشن ، وقتی گفته شود به تیرگی ذغال است
هیچ کاری را
نیمه رها نکن، اشتباه بهتر از تلاش نیمه کاره
است
انسانی
نمونه باش وارثیه ای ارزشمند از خود بجا بگذار
عفو بهترین
انتقام است
با بسیار
شروع کن وبا کم تمام کن
قوی ، تنها
می ماند
حقیقت را در
خرا فات مجو
همیشه
برای کودکان یک قهرمان باش
با بخشیدن ،
بیشتر به دست آور
دشمنانت را
ببخش ، دوستان راهم
از
چیزی که به آن عمل نمی کنی حرف نزن
برای اغوای
دیگران ، خودت را فریب مده
فصاحت
درسخنوری ، الزاما حقیقت گفتن نیست
جاده ی
هموار، سفر را ملال انگیز می کند
مضحکه کردن
فقرا ، تو را از آنها فقیر تر می کند
دشمن
تو، دوستی است که هنوز اورا نشناخته ای
زنهار از
مرد دانایی که می داند داناست
شتاب برای
رسیدن به فردا، امروزت را تباه می کند
کسی که
آماده تر باشد، فرصت مناسب را بهتر میشناسد
به دوستت
نزدیک باش، به دشمنت نزدیک تر
سفردشوار
نیست، آماده ی سفرشدن دشوار است
به محض آن
که خشکی دیده شود، دشواری سفر در دریا از یا
خواهد رفت
بدون توفان
آرامش معنا نخواهد داشت
صبرو
زمان بر توفان چیره خواهند شد
هنگام طلوع
نور، درخواب مباش
وسوسه ی
شتاب ، حسرت آهستگی به همرا ه خواهد داشت
خردمند در
بهار به فکر زمستان می افتد
هنگام بالا
آمدن موج، در خشکی پناه بگیر
یقین داشتن
همان اقبال موعود است